رضا قلى ميرزا نايب الاياله

19

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )

بغداد و عراق عرب رسانيم . باز متقاعد نگشته قبل از حركت خود ابو الفتح ميرزاى پسر خود را به خدمت محمد شاه فرستاد و از تعاقب او خود بدار الخلافه روان گشت و در نزد اخوان برادروار نشست تا اينكه با قافله اردبيل همسفر گشت . ولاياتش با اموال و اسباب بيكى از برادرهاى محمد شاه بخشيده شد . اطاعت شيخ الملوك و به اين طريق نيز شيخ على ميرزاى ملقب به شيخ الملوك كه در دولت خاقان مرحوم ، حاكم دولت‌آباد و تويسركان ميبود در آن هنگامه با عدم اسباب و بضاعت خودسر ادعاى فرماندهى نمودند ، از علامات پادشاهى و نشانهء خسروى بكوبيدن نقاره صبح اكتفا كرده چندى كه ميدان سلطنت را از فارس خلافت خالى ديد جولانى نموده و اطفاء حرارتى از دود مشعل كرد « 1 » . بعد از اينكه طايفه زنديه را كه از ايل مادرش بودند بدور خود جمع كرده در عرصه خيال تصورات محال مينمود غوغا طلبان زنديه نيز او را مستظهر كرده بمضمون اولى قوّة و أولى بأس شديد ، ما يعرفى كه بود صرف ميكردند تا اينكه كوكب جلال محمد شاهى از افق تبريز بخونريزى طلوع نمود . آنهمه تصورات و خيالات خام بيك باره معدوم گرديد . اجماع زنديه به تفرقه مبدل و هوس فرمان‌روائى به اطاعت و فرمان‌برى تبديل يافت . ابتداء نظر على ميرزاى پسر خود را با دويست سوار در عرض راه زنجان باستقبال فرستاده و بعد از ورود موكب شاهى خود نيز برسوم طاعت و بندگى بدار الخلافه شتافت . منظورش اينكه كمره و قلمرو را كه در تحت اختيار غلامحسين خان سپه‌دار خاقان مغفور

--> ( 1 ) - نسخه مجلس مشتعل .